هشدار خراتیان تحلیلگر رژیم
4 خرداد · · خواندن 4 دقیقه مجددا هشدار میدهیم هرگونه سیگنال تهران دال بر انتقال ذخایر اورانیوم یا رقیق سازی دفعی آن خصوصا به زیر حد ۲۰ درصد، و همچنین تعلیق چند ساله فرایند غنی سازی بشکلی زنجیره صنعت هسته ای را بیش از این دچار اختلال سازد، و هر اقدامی که زمان Breakout را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، با توجه به رفتار ترامپ در جنگ اخیر و تهدیدات مکرر اتمی وی، به معنای تایید موج بعدی حمله به کشور، امضای حکم نابودی و تجزیه ایران و ترور مقامات ارشد آن است.
به خصوص در شرایطی که ایران پیش از جام جهانی و انتخابات سرنوشت ساز میاندوره ای در حال باز کردن تنگه و حل مشکلات سیاست داخلی ترامپ است؛ که میتواند موجب شود ترامپ مجلسین را حفظ کند و با مانع کنگره جهت جنگ افروزی جدید مواجه نباشد. اساسا ترامپ در بازه زمانی نوامبر ۲۰۲۶ تا پایان دوره ریاست جمهوری خود با هیچ مانع سیاست داخلی برای حمله به ایران مواجه نیست و با توجه به نفوذ شدید اسراییل در کاخ سفید فعلی، باید این را پیش فرض گرفت که به احتمال زیاد وی ممکن است سرنوشت سیاسی ونس و روبیو را فدای خواسته های لابی اسراییل کرده و به شکلی بسیار بی محاباتر از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به ایران حمله کند، و ای بسا این بار برای بستن پرونده ایران و نیل به "راه حل نهایی"، به سلاحهای غیر متعارف نیز متوسل شود. (طبق سند NPR منتشره در ۲۰۱۸، موضع هسته ای ترامپ بشدت تهاجمی است و استفاده از سلاحهای اتمی در مقابل اقدامات متعارف را موجه میداند)
در حال حاضر در تقابل با ایالات متحده و رژیم اسراییل که هر دو از تمامی خطوط قرمز بین المللی عبور کرده و برای جنایات خود هیچ مانعی نمی بینند، راهی وجود ندارد جز آنکه تغییر در دکترین هسته ای به شکلی جدی در دستور کار مقامات ارشد کشور قرار گیرد، و مکانیزم ماشه ای طراحی شود که به محض تهدید موثر نظامی ایران توسط ایالات متحده یا اسراییل، ایران بشکل خودکار از NPT خارج شود. (لذا بهتر است نامه اطلاع شورای امنیت در اسرع وقت تهیه و ارسال شود) اینکه ایران بتواند در کوتاهترین زمان ممکن پس از خروج NPT تست کلاهک هسته ای خود را انجام دهد، شدیدا به رفتار اطلاعاتی و ضداطلاعاتی حوزه هسته ای وابسته است.
ایران در جنگهای اخیر نشان داد که توانسته از بخشهای موشکی خود در برابر نفوذ سیا موساد تا حد خوبی حفاظت کند، و تستها/عملیاتهای فضایی و موشکی ذیل نیروی هوافضای سپاه بدون سابوتاژ موفق شدند به اهداف خود دست یابند؛ پس با استفاده از تجربیات این حوزه میتوان حوزه هسته ای را بشکلی حفاظت کرد که در لحظه موعود بتواند بدون تاخیر اعلام موجودیت نماید.
ایران در قالب "آخرینانعطاف هسته ای" خواهد کوشید که نشان دهد هنوز آماده تعامل با جامعه جهانی است، اما اینانعطاف باید دارای شکلی باشد که نه تنها قابلیت بازگشت دفعی وضع صنعت هسته ای را به شرایط پیش از توافق را داشته باشد، بلکه بتواند در شرایط حساس ایران، شرایطی که پس از تهدیدات هسته ای ترامپ حساستر نیز شده است، کشور را به بازدارندگی هسته ای مسلح نماید و مانع تعرض بی محابای ایالاتمتحده و اسراییل به خاک و شهروندان ایرانی گردد.
ایران از حیث حقوقی دست بسیار پری جهت توسل به ماده ۱۰ NPT و خروج از آن دارد و در صورت مذاکره با چین و روسیه و پیشبرد راهبرد "انعطاف هسته ای در برابر ماشه هسته ای" و تهیه بسته های حقوقی سیاسی مناسب برای ایندو، با توجه به سابقه ایندو در دور زدن قانون منع اشاعه ناشی از ملاحظات استراتژیک در مورد کشورهای پاکستان، کره شمالی و هند، و بدعت گذاری حقوقی بیسابقه آنها در مورد اسنپبک و دست پر تهران در استناد به ماده ۱۰ NPT (خصوصا تهدیدات مکرر اتمی امریکا و بمبارانمراکز تحت نظارت آژانس) میتوان امیدوار بود که ایران از تبعات حقوقی تغییر دکترین هسته ای خود تا حد زیادی مصون بماند و در عین حال مانعی بزرگ جهت تکرار حمله به تمامیت ارضی خود ایجاد نماید.
در پایان شایان توجه است که نگرانیهایی از جنس احتمال حمله پیش دستانه ایالات متحده و اسراییل، با توجه به اینکه در دو جنگ اخیر عملا محقق شده اند، بیشتر به "خودکشی از ترس مرگ" شباهت دارند و مستمسک خوبی برای دادن امتیازات هسته ای گسترده بشمار نمی روند. ایران باید در این بزنگاه تاریخی، تصمیمی درست بگیرد و جهان را با "آخرین انعطاف هسته ای/ماشه بزرگهسته ای" در برابر یک دوراهی قرار دهد: پذیرش ایران مسلح به سلاح اتمی، یا احترام دائمی و بی قید و شرط به تمامیت ارضی ایران.