خوب همه تون مستحضرید که در سال اخیر با شروع جنگ از خرداد ماه و شروع بدبختی ها و فروپاشی کسب و کارها با قطعی گسترده ی اینترنت همراه بود.

که تا الآن به اوج خودش رسیده و منم از این خسارات مستثنی نبودم. فلذا با این که شهر ما هم کوچیکه و آنقدری کار فیزیکی نداره، به هر حال منم مثل بقیه در تکاپو هستم برای بقا!

که دنبال وام و ... بودم که نشده تا الآن و آگهی های استخدام و کار را از هر جایی که بشه بهشون دسترسی پیدا کرد را پیگیرم.

لذا دیشب که داشتم دیوار را چک می کردم یک آگهی جدید دیدم برای پوزیشن شغلی سطح پایین (حالا نمیگم چه کاری که نه به کسی توهین بشه خدایی نکرده و نه شما حساس بشید). گفتم خوب اینو فردا یعنی امروز میرم و ان شا الله‌ اگر شد مشغول میشم. درسته به هر حال تخصص های فراوانی دارم ولی وقتی کار مناسب نیست، آب دریا را گر نتوان کشید، پس به قدر تشنگی باید چشید...

بعله.

پا شدیم صبح هِلِک هلک راه افتادیم رفتیم رسیدیم به منطقه صنعتی...

شما فرض بفرمایید تو اون منطقه با اون آلودگی صوتی و ...

اصلاً حالا فعلا کاری به این چیزاش ندارم و کلی گفتم اوضاع رو بدونید.

که رفتم اون کارخونه رو پیدا کردم و رفتم برای مصاحبه حضوری و ... که چند نفر بغیر از من هم آمده بودند.

شما فکر می کنید چی شد ؟

مثلاً از ما مصاحبه گرفتن ؟ توانمندی هامون رو محک زدن؟

دیدن چقدر مناسب محیط صنعتی یا مناسب پوزیشن شغلی هستیم ؟

دیدن چقدر کامپیوتر بلدیم مثلاً یا نرم افزار های مختلف بلدیم ؟

نخیررررر

از بین جمعی که رفته بودیم اونجا و در سالن انتظار منتظر شروع مصاحبه بودیم یکی از حضار را انتخاب کردند و با بقیه خداحافظی کردن و ایشون رو استخدام کردن.

حالا چطوووووور؟

بعله از روی ظاهر ، بله خوب ظاهر خیلی مهمه ولی خوب از چه نظر ؟ عرض می کنم.

ببخشید از همگی که اینو اینجا میگم و واقعاً جای شرمندگی داره که همچین فرهنگی داریم و در واقع همچین فرهنگی پیدا کردیم در کشوری مثل ما که ادعای تاریخ و فرهنگ داشته و داریم.

حالا این بنده خدا که استخدام شد کی بود؟

یک خانم جوان با ظاهری آراسته (😁 در همین حد آراسته که فرقش در پوشش مثل من بود با این تفاوت که یک روسری نصفه نیمه داشت همین یعنی دقیقاً مثل یک مرد! لباس پوشیده بود.) که تا اینجاش اصلا مهم نیست. چرا که بقیه خانم های جمع هم یکم با ایشان از این نظر و در ظاهر متفاوت بودند. ولی چرا ایشون انتخاب شد؟

بعععععله اینو دیگه نمی تونید حدس بزنید.

چون ایشون اصلا اعتقادی به لباس زیر نداشت و سوتین نپوشیده بود و نوک می می ها زده بود بیرون و از روی لباسی که پوشیده بود معلوم بود (خانم ها ببخشید واقعاً عذر خواهی میکنم 😔)...

دیگه پایین تر رو توضیح نمی‌دم 😭🤦😡

فلذا این شده کار پیدا کردن ما و کارفرمایان ما و کارجویان ما متأسفانه. حالا من که یک آدم مذهبی ام بماند، اما غیر مذهبی ها و اون خانم ها هم بدشون اومد.

نه تنها برای کار و استخدام کلا برای طرز فکر و نحوه ی عملکرد این خانم و فرد استخدام کننده بدشون اومد. یک خانمی بود داف به معنای واقعی کلمه، ایشون اصلاً فحش رکیک می‌داد.

می گفت چرا مارو معطل و مسخره کردید و وقتتون رو گرفتید می گفتید ج*** می خوایم ما نمی اومدیم.

یکی می گفت حداقل حفظ ظاهر می کردین از هرکس چهار تا سوال الکی می پرسیدید بعد انتخاب می کردید و از این حرفا ولی من طبق معمول با آرامش و سکوت خارج شدم از صحنه.

چیز جالبی برای دیدن نبود اونجا.

متأسفم برای خودم، کشورم، هموطنانم...

ما آسیب دیدیم و این اوضاع متأثر از خیلی پارامترهاست که جای بحث کردنش اینجا نیست.

چون ناراحت بودم اومدم اینو نوشتم. تا کمی سبک بشم، کلی هزینه ی زمان، ایاب و ذهاب و... که آخرشم با این واقعه روبرو بشیم.

نمی دونم واللا میری استخدام دولتی که اونجوری پارتی بازی و فلان و غیره و ذلک.

میری استخدام خصوصی هم که اینجور.

میری کار راه بندازی هم که هزار و یک مشکل پیش میارن برات و چوب لای چرخت میذارن از جمله همین اینترنت.

کلا هیچ کدوم هم نمی تونی صحبت کنی چون اونجا میشی اغتشاش گر و ضد این و ضد اون.

اینجا هم که چهار دیواری اختیاری مال خودمه دوست دارم اینو ببرم سر کار به تو چه. یادمه یه بار یکی از کارفرمایان می گفت (همگی جمع آقایون و خانم‌ها ببخشید) چرا آقا استخدام کنم؟ که فلان چیز داره به این (با دست به اندازه اشاره می کرد 🤦) بزرگی؟! خانم استخدام می کنم که از هر دو طرف سوراخه... 🤦🤦🤦😡😡😡😡😔😔😔😔😔 ببخشید ببخشید واقعاً عذر می خواهم.

واقعاً ناراحتم ببخشید. امیدوارم از حرفام ناراحت نشید.

اول و آخرشم که فساد همه جارو گرفته و خدا به دادمون برسه.

دوستان کار سراغ داشتید از دور کاری و حضوری (اگر بتونم بیام شهرتون) و... بگید بهم حتما.