از عراق تا افغانستان
9 تیر · · خواندن 3 دقیقه دوستان لطف دارن، احوال پرسی می کنند، جویای حال حقیر هستن. واقعیتش تعریفی ندارد حالم.
حقیقتا ناراحتم، افسرده شدم...
پولای ما رفته شده شورت طلا. 😔😔😔
اون وقت من اینجا چند ماهه ی غذای درست و حسابی نخوردم.
اخبار ناراحت کننده میشنوم دست خودم نیست، میرم تو خودم، آدمایی که (قصدم تعریف از خودم نیست خدا شاهده) علوم غریبه کار کردن، سمت علوم الهی رفتن، تزکیه نفس کردن، اهل معرفتن، با معنویات انس گرفتن در نهایت رقیق القلب میشن و با یک خبر، ی تَشَر، ی صحنه، ی صدا و... فرو میریزند و ممکنه روزها درون خودشون باشند.
یک خبری شنیدم (مستند و واقعیه ها) توی شهر ما، موقع جنگ ی بچه رو گرفتن که توی بله از محل اصابت عکس گرفته توی بله فرستاده برای دوستش... کلا سه نفر این عکس را دیدن بجز خود بچه که عکس گرفته. بعد فکرش رو بکن این بنده خدا رو گرفتن به جرم جاسوسی ...
حالا کاری ندارم به این ماجرا، حرفم اینه، اینترنت قطع بوده، جایی پست و پخش نشده، عکس برای دوستش فرستاده شده و داخل بله بوده که رصد شده و اومدن فوری گرفتنش، خودشون هم می دونن کلا چهار نفر عکس را دیدن. دیگه این کارا چیه؟
چرا اتهام جاسوسی؟
بگذریم. برگردیم به شورت و سوتین طلا!
اصلاً آدم می مونه، خدا وکیلی کرامت انسانی که هیچ، ما رو اصلا قاطی انسان نمی دونن...
دلم گرفته حقیقتا.
تو اخبار دیدین احتمالا که از دو روز پیش ارتش عراق ریخته تو خیابون نصف شب شهر را قُرُق کرده و بسیاری از مسیولین کشور را گرفته. بعضی از رده های بالای مسئولین حشدالشعبی هم گرفته که اون مبلغ پول و شورت طلا هم اونجا پیدا کردن...
حالا کاری هم ندارم که پول از کجا اومده و اون شورت و کرست طلا چی بوده و از کجا اومده اما میگن این عملیات برای خلع سلاح حشد الشعبی با همکاری ارتش و دولت عراق انجام شده. بعضی گمانه زنی ها هست( که البته معتبر نیست و در حد گمانه زنیه فقط) که میگن این عملیات با موافقت ایران انجام شده ولی واقعیتش فعکرررر نکنم.
از طرفی حزب الله را هم که دولت لبنان می خواد خلع سلاح کنه.
از اون طرف حوثی ها هم کاری نمی توانند بکنند چون منابع مالی ایران بسته است و نمی تونیم بهشون کمک کنیم اون طرف یمن هم آمریکا و اسرائیل پایگاه دارن...
از این طرف هم ارتش پاکستان داره به افغانستان حمله می کنه و گفته شده داره فاطمیون را میزنه.
واقعاً معلوم نیست چه خبره.
انگار یک نقشه ی راه کامل هستش برای خلع سلاح نیروهای جبهه ی حزب الله...
الله اعلم.
در کل ناراحتم و دلم گرفته. بابت همه ی این مسائل که تو این چند ماه اتفاق افتاده، شورت طلا هم هیچ جوره از ذهنم پاک نمیشه.
لامصب هرطور زینتی، هر کامرانی ای، هر کار و هر چیزی برای عشق و حال و پز دادن و ریخت و پاش و پول حروم کردن و خوردن و نوشیدن و بردن و... را می تونم درک کنم ولی این مورد آخه؟!
عجب...
الآنم مثل اینکه داخل مهلت دو ماهه ی ترامپ هستیم برای دستیابی به توافق! می دونید که این تفاهم نامه، توافقی است برای تصمیم گیری در مورد هسته ای و موشکی و خیلیا داخل کشور از جمله همه ی ماها... با تسلیم هسته ای و موشکی مخالفیم و همونطور که می دانید بسیاری از مسئولین رده بالای کشوری و لشکری هم مخالفند.
پس احتمالش هست که به زودی و یا همون با اتمام مهلت دو ماهه دوباره جنگ شروع بشه و متأسفانه تنی چند از مسئولین دلسوز را از دست بدیم و بندگان خدا به شهادت برسند.
باید صبر کنیم و ببینیم چطوری میشه و باید دید کدام طیف سیاسی و جناح در ایران حرفش را عملی می کنه. آیا توافق صورت می گیره، یا تسلیم هسته ای؟ شایدم ادامه ی جنگ...
شایدم نه، اتفاقی غیر منتظره بیفته مثل پیوستن به پیمان ابراهیم و روابط با آمریکا و اسرائیل عادی بشه؟
در کل خدا به دادمون برسه(شورت طلا).