بی نام و نشان

اینجا دلنوشته است، بخاطر شرایط جنگ و وضعیت کشور بعضی اخبار و تحلیل ها قرار میگیره.

عشق نافرجام

بی نام و نشان بی نام و نشان 2 خرداد · بی نام و نشان ·

یادش بخیر، ی زمانی حالمون خوب بود، توانایی جسمی نسبتاً خوبی داشتیم، ردیف بودیم، حال دلمون خوب بود، درس می خوندیم، کار می کردیم. ما هم ی دوره ای اول راه بودیم، جوان بودیم و جویای نام! مغرور و پر ادعا (الحق و الانصاف در رشته ی تحصیلی و تخصصی خودم حرفی برای گفتن داشتم، جزئ باسواد ترینِ افراد بودم، بسیار مطالعه می کردم و اهل بحث و مجادله علمی بودم. و به طور کلی و خلاصه در رشته ی خودم استخوان خرد کرده بودم.) اینجا بگم که من مهندسم ...

اون موقع ها یکی عاشق بود و یکی فارغ، یکی گرم کار بود و یکی گرم کاسبی. منِ از همه جا بی خبر هم پی کسب علم و دانش و تحقیق و پژوهش و البته دنبال کروموزوم 😁 (این قسمتش بماند که چرا و چگونه).

در اون دوران یادمه یکی از دوستان عاشق یکی از هم کلاسی های من شده بود و مدام در رفت و آمد و جنبش و تکاپو بودن هر دو و الحمدلله که ازدواج کردن و الآن پس از آن همه سال ی پسر کوچولو دارن (خدا براشون نگهش داره) 😍😍😍🥰🥰

بعد منم که تو فاز علم و این چیزا بودم اصلا تو این صحبت های عشق و علاقه و... نبودم. غافل از اینکه وقتی آدمش بیاد...

عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را

دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را 

بعله، نگم براتون که چی شد و چطوری اتفاق افتاد اما بعد از حدود پنج شش سال در دانشگاه کباده ی علم و دانش کشیدن، بالاخره ما هم با یک نگاه...(شاید ی روزی کامل از اول اتفاق افتادن و نحوه ی به اوج رسیدن ووو تا نرسیدن را نوشتم )

نمی دونم شما به عشق در نگاه اول اعتقاد دارید یا نه، ولی واقعاً اتفاق افتاد و واقعی بود. 🥰 منِ مذهبیِ معتقدِ به اصول که قسم می خورم، که چشم نیالوده ام به بد دیدن تا امروز؛ وقتی دیدمش برای اولین بار، عاشقش شدم، اونم از من خوشش اومد ولی خوب... (در باب اینکه گفتم چشم نیالودهام باید بگم که به گواهی همه ی افرادی که منو می شناسند نه‌تنها چشم چران نبوده و نیستم بلکه اصلاً نگاه مستقیم به کسی نمی کرده و نمی کنم چه برسه به خانم ها. خلاصه اینکه خودمو حفظ کرده بودم. چشمم را به وعده ی الهی حفظ کرده بودم. به قول یکی از برادر زاده هام خانم ها رو کلا نمی‌بینم... البته منظور اینه که نگاه شون نمی کنم. ببخشید تعریف از خود شد 😂😂 البته خیلیا از این اخلاق بدشون میاد)

برای من عشق، اولین (و آخرین و بعبارتی تنها و واقعی!) بار در دوران دانشجویی اتفاق افتاد. دقیقاً نه سال پیش 😔😔😔💔💔💔💔💔 و متأسفانه من بهش نرسیدم. گرچه ازش بزرگتر هم بودم. ازدواج کرد. و من ازدواج نکردم ...

این یکی از بزرگترین مسائل حل نشده ی زندگیم بود.

بعضی مواقع وقتی به اون روزها نگاه می کنم و به الآن می نگرم! میگم شاید صلاح نبوده که اینطوری الآن با این گرفتاری که هست، اونم کنارم می بود ... شایدم اگر بهم می رسیدیم مسیر زندگیم عوض میشد (که قطعاً عوض میشد) و اصلا الآن اوضاعم خیلی بهتر بود. به هر حال نشد. یادش بخیر.

یادش بخیر (تو این جمله هزار تا حرف هست از لحظات اول شروع اون حس خوب، که مثل آوای خوش هَزار هست که تقدیم شما هم نیز باید، تا لحظات تلخ نرسیدن و ی تکرار بی پایان ذهنی...)

یادش بخیر 

یادش بخیر... .

خیلی داره سخت میگذره

بی نام و نشان بی نام و نشان 29 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

خدایا خودت به دادمون برس، زندگی به سختی داره میگذره...

😔😔😔💔💔💔

دلمون گرفته، اوضاع هم که خوب نیست.

اینجا هم که بگیر نگیر داره، بابا شبکه داخلی چی کشک چی، ی قطعه موسیقی نمیشه آپلود کرد حال دلمون رو به اشتراک گذاشت. شاید یکم بشه سبک شد 😭

فضای آپلود به اندازه چند مگ هم نیست.

اینترنت درست کار نمی کنه وبگردی کنیم، سرویس های وبلاگ دهی مثل قدیم نیست بریم وبلاگ بخوانیم، کسیو نداریم گپ بزنیم. اینترنت قطعه، دستمون از دنیا که کوتاهه هیچ، ی شعر از گنجور نمی تونیم بخونیم حد اقل...

خلاصه کلام سرتون رو درد نیارم ذوق زندگی نداریم.

خدایا خودت به دادمون برس دیگه بریدیم.

مشیمه

بی نام و نشان بی نام و نشان 28 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

این پست هزینه داره و به مسائل ماوراء الطبیعه مربوطه، اگر دوست ندارید ادامه مطلب را نخوانید.

اگر پست ملوخین را خواندید، پس احتمالاً مهمان ادامه ی مطلب خواهید بود.
آماده ریختن برگ هایتان باشید.

مصاحبه ترامپ

بی نام و نشان بی نام و نشان 21 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

خبرنگار: در حال حاضر، آیا آتش‌بس با جمهوری اسلامی هنوز برقرار است؟

دونالد ترامپ:

این آتش‌بس به طرز عجیبی ضعیف است؛ من میگویم در حال حاضر یکی از ضعیف‌ترین‌ وضعیت‌ها است. پس از خواندن آن تیکه آشغالی که برای ما فرستادند (برگه پاسخ مذاکرات) و من حتی آن را تمام هم نکردم؛ گفتم وقتم را برای خواندن این تلف نمی‌کنم.

می‌توانم بگویم در حال حاضر یکی از ضعیف‌ترین‌هاست، انگار که زیر دستگاه مراقبت های ویژه باشد؛ آتش‌بس تحت مراقبت‌های ویژه‌ است، جایی که دکتر وارد می‌شود و می‌گوید: آقا، عزیزِ شما تقریباً یک درصد شانس زنده ماندن وارد.

من دیگه چیزی نمی‌گم.

شما چه فکری می کنید دوستان؟

🤔🤔🤔

ملوخین؟

بی نام و نشان بی نام و نشان 21 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

این پست هزینه داره و به مسائل ماوراء الطبیعه مربوطه، اگر دوست ندارید ادامه مطلب را نخوانید.

اگر هم که از عنوان مطلب داستان را گرفتید چیه که پس احتمالاً مهمان ادامه ی مطلب خواهید بود.

افغانستان 5G شد

بی نام و نشان بی نام و نشان 19 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

طالبان اعلام کرد خدمات نسل پنجم اینترنت را در کابل آغاز کرده است.

بعله ما هم اینترنت را قطع کردیم، اینترانت ملی هم قطع وصل می کنیم ملتو اذیت کنیم...

خدا به دادمون برسه.

بقا مختص ذات اوست

بی نام و نشان بی نام و نشان 19 اردیبهشت · بی نام و نشان ·

امروز یکی از دوستان را دیدم!

با این بنده خدا از دوره ی پیش دانشگاهی از سال های دور رفیقیم.

چند سال دانشگاه باهم بودیم، از دوستان قدیمی و نسبتاً صمیمی من بود.

اما امروز منو نشناخت 💔😔

البته قضاوت نمی کنم به هر حال هرکسی درگیری های خودش تو زندگی شخصی را داره و ممکنه تو حال و هوای خودش باشه و فکرش درگیر مسأله ای باشه مخصوصاً این روزا.

تنش سلامت و دلش شاد.

به نظرم ما آدما بعنوان موجودات فانی (به قول سریال ارباب حلقه ها 😉) و در این دنیای فانی، و در این زندگی چند روزه و زودگذر و این عمر کوتاه؛ زیادی داریم خودمون رو اذیت می کنیم.

به قول نورعلی‌شاه:

که همه فانی اند و باقی یار

لیست فی الدار غیره دیار

 

الله اعلم 

اگر عنوان را نتوانستید به صورت صحیح بخوانید باید بگم که این یک مصرع از یکی از اشعار مولانا یا شایدم خیام است. بدین صورت:

در این درگَه که گَه گَه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه

به امروزت نشو غره که از فردا نه ای آگَه

بعله دوستان این شهر معنای بسیار مهم و پر مفهومی داره و اونم اینه که هیچ کس فردا رو ندیده، پس نمی دونیم در پسِ، فردا ها چه خبره و نباید الکی مغرور بشیم.

حالا اینطوری گفتن هم خوب نیست اما، در حال حاضر درسته حقیر، فقیرم و آه در بساط ندارم که با ناله سودا کنم (این مَثَل خودش یک پست مفصل نیاز داره که عمیقاً بازش کنم و شرح و بسط بدمش براتون) اما اینم درست نیست که شما (منظور شمای نوعی هست وگرنه دوستان اینجا که تاج سر ما هستن)

هرچی دلتون خواست بگید و یا تیکه بندازید و با طعنه و کنایه آمیز صحبت کنید. بالاخره هر فرازی ی فرودی داره و هر سر بالایی ی سر پایینی.

من حق دارم دلم بگیره از رفتارهای بعضیا و صد البته شما هم حق دارید قطع رابطه بکنید با من ( ی بنده خدایی رفیق چندین ساله ی گرمابه و گلستان، دیگه مارو آدم حساب نمی کنه، گرچه اینجا رو نمی خونه و موضوع این پست نیست یک دفعه یادم افتاد گفتم قطع رابطه، ایشون قطع رابطه اش من باب فاصله یک علمیه، ولی موضوع پست اختلاف طبقاتی مالیه)

ولی دیگه به خودتون اجازه ندید چرت و پرت بگید 😔😔😔 یا هرچی به دهنتون رسید بگید.

بندگان خدا، روزهای گرفتاری خودتون یادتون رفته؟ آنقدر که کمکتون کردم را فراموش کردید عیب نداره، ما هم چیزی نمیگیم. ولی دیگه مغرور نشوید. این غرور آدمو زمین می زنه، از ما گفتن.

ما که از کسی کمک نخواستیم، انتظاری هم نداریم اما دیگه شما توهین نکنید به شعور آدم. آدمو از کارایی که براتون کرده پشیمان نکنید. آدمو از خوبی کردن به دیگران منصرف نکنید.

کاری نکنید که آدم اگر روزگاری خواست به کسی کمک کنه، دیگه انجام نده.

شما رو دعوت می کنم به خواندن این شعر سنایی و مغرور نشوید:

سر زلف عروسان را چو برگ نسترن یابی

رخ گلرنگ شاهان را به رنگ زعفران بینی

بدین زور و زر دنیا چو بی عقلان مشو غره

که این آن نوبهاری نیست کش بی‌مهرگان بینی

که گر عرشی به فرش آیی و گر ماهی به چاه افتی

وگر بحری تهی گردی وگر باغی خزان بینی

یکی اعضات را حمال موران زمین یابی

یکی اجزات را اثقال دوران زمان بینی

چه باید نازش و بالش بر اقبالی و ادباری

که تا بر هم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی

سر الب ارسلان دیدی ز رفعت رفته بر گردون

به مروآ تا کنون در گل تن الب ارسلان بینی

ناراحت شدم...

با این حال والعاقبة للمتقین.