بی نام و نشان

اینجا دلنوشته است، بخاطر شرایط جنگ و وضعیت کشور بعضی اخبار و تحلیل ها قرار میگیره.

چرا ازدواج نمی کنی...

بی نام و نشان بی نام و نشان 5 فروردین · بی نام و نشان ·

من تقریباً رکورد دار ازدواج دیرهنگام در فامیل هستم.

بعد هرکس منو می بینه و یکمی صمیمی هستیم میگه چرا ازدواج نمی کنی سنت رفته بالا.

نمی دونم چند نفرو بگم که با قوانین مردستیز و زن سالارانه کشور ازدواج کردن و در مدت کوتاهی به طلاق رسیدن و مهریه و نفقه و زندان و بد بختی و بستن حساب ها و مصادره اموال و... رسیدن. هم از فامیل نمونه زیاد داریم هم بین دوست و آشنا. مخصوصاً دوستان دوره دانشجویی و دانشگاهی، چه جوان هایی با چه تخصص هایی که سال‌ها نخوردن و نپوشیدن و جون کندن که اندک سرمایه ای جمع کنن و ی آینده ای برای خودشون بسازند. واقعاً یاد دوستان می افتم بغض می کنم. بعد همین جوانان اومدن به سنت حسنه پیامبر عمل کنند (و گناه نکنن، اکثراً دوستام مثل خودم مذهبی هستن، اونایی هم که مذهبی نیستن معتقدن به اصول و شرع مقدس) . بعد از ازدواج چند ماه نشده طرف مهریه خواسته، نفقه خواسته و طلاق گرفته. خیلی فوری علاوه بر مسدود کردن حساب ها و مصادره اموال، حکم جلب گرفته و بندگان خدا رفتن زندان...

اینه زندگی یک پسر بیچاره تو کشور ما، بعد میگن چرا ازدواج نمی کنی ؟! خوب سوال داره؟ معلوم نیست ؟ گور دارم یا کفن که ازدواج کنم و بیاد ببره؟

تقریباً نفر بعدی که بزرگترین مجرد (بین پسران البته) فامیله بعد از من چند ماهی از من کوچکتره و رفیق هم هستیم و صمیمی...

ی جمله ی قشنگ در این باب گفت؛ تمام چیزهایی که یک عمر مثل کلاغ جمع کردیم رو یکباره میاد مثل عقاب می‌بره!

و حقیقت هم همینه...

😔😔😔

حالا فهمیدین چرا ازدواج نمی کنیم ؟

💔💔💔💔💔

البته که کیس مناسب هم برای قلب مهربان و فقیر پیدا نمیشه هم بی تاثیر نیست.

فلذا مثل همیشه؛ خدا به دادمون برسه.

 

 

بازم دلم گرفته

بی نام و نشان بی نام و نشان 4 فروردین · بی نام و نشان ·

متأسفانه اینترنت هم نیست با دوستان در ارتباط باشیم.

حداقل ببینیم کی آنلاینه، کی نیست، به کی پیام بدیم.

با کی حرف بزنیم.

به معنای واقعی کلمه با یک سری اتفاقات و حواشی و حرف و حدیث ها، پرت شدم به گذشته های نچندان دور...

و یکسری خاطرات نه چندان خوب برام مرور و تداعی شد که نباید.

و در نهایت این شد که رسیدم به این نقطه که دلم از دنیا پره.

فقط می توانم نفرین کنم (اینم یه نوع دعاست به نوبه ی خودش و در واقع دعای منفیه) که خدا باعث و بانیشو لعنت کنه.

😭😭😭

شب عید 😔

بی نام و نشان بی نام و نشان 25 اسفند · بی نام و نشان ·

حقیقتا حالم گرفته است و ناراحتم!

این شب عیدی، با بی پولی و بیکاری از یک طرف و بدقولی کارفرماها از طرفی دیگه...

حالا ما تو این فلاکت داریم دست و پا می‌زنیم بعد ی عده ناجوانمرد هم که قبلاً براشون کار کردیم واریز نمی کنند.

وام هم که جور نشد.

از دوست و آشنا هم که کسی کمک نکرد.

الآن من موندم و خودم و گرفتاری‌هایی که تمومی نداره...

ولی انصافا یک طرف ناراحتیم هم بخاطر اینه که به خیلیا تا حالا کمک کردم ولی حتی جوابمو هم ندادن 

💔💔💔

😔😔

شایدم من خام و بی تجربه ام و راه و رسم درست زندگی همینه که مردم پیش گرفتن.

الله اعلم 

بذار یه چیزی را تعریف کنم. اگه دوست ندارید نخوانید ...

 

واقعاً ناراحتم از این مسأله.

نمی‌دونم کسی که ازدواج می کنه و یا می خواد ازدواج کنه چرا با ما قطع رابطه می کنه؟

ما قراره وسط شما بخوابیم؟

یا با همسرتون قراره بجای شما سکس کنیم ؟

نمی فهمم واقعاً...

انگار مثلاً ما نمی ذاریم ازدواج کنید یا چی؟

ما مخالفتی کردیم ؟ کاره ای هستیم این وسط ؟

نه دیگه واقعا ؟؟

یکی قراره بده، اون یکی قراره بکنه، ما این وسط چیکاره ایم که الآن خودتون رو از ما عقب می کشید؟

ما رقیب بودیم؟

ما چیکاره بودیم؟

خیلی احمقانست.

حالا جالب ترش اینه که ما یادشون دادیم الفبای زندگی را.

ما یادشون دادیم ی سری مسائل رو

بعد برای ما آدم شدن.

بدبختیش اینجاست که خانوادشون هم همین طوری رفتار می کنند

انگار مادر طرف مشکل پیدا کرده، مدام مراقبشه (بیش‌تر مراقبه که به ما نزدیک نشه...)

عجیب و غریب و عجببببب

و بسیار باعث تأسف.

خلاصه که ناراحتم ...