بی نام و نشان

اینجا دلنوشته است، بخاطر شرایط جنگ و وضعیت کشور بعضی اخبار و تحلیل ها قرار میگیره.

شبکه افق 🤔

بی نام و نشان بی نام و نشان 28 فروردین · بی نام و نشان ·

میگم این همون شبکه نبود که دی-بهمن ماه اون برنامه مضحک یخچال رو با اون مجری .... داشت؟

🤔🤔

الآن عبری یاد گرفته. اون وقت ما عبری زبانیم؟

نمی دونم اون عبری حرف زدن شون رو بگیم یا اینکه میرن تو توییتری که فیلتر هست در مورد نحوه ی وصل شدن مرحله ای اینترنت توییت می کنند بگیم؟ ما الآن توییتر داریم؟ اینترنت داریم؟

برای ما داری خبر میگی یا برای خارجی‌ها ؟

الآن مثلاً برای خارجی‌ها وصل شدن اینترنت ما مهمه؟

انگار مثلاً به آمریکا بگی اگه محاصره دریایی رو ادامه بدید منم مردم ایرانو فلان می کنم، نمی دونم چیکار مثلاً آب و برق را قطع می کنم تا تنبیه بشید!

خوب الآن مثال زدما، الآن آب و برق مردمو قطع کنی به آمریکا چی میشه که مجبور بشه محاصره دریایی رو بشکنه؟

همون قدر عجیبه که طرف اخبار وصل شدن مرحله ای اینترنت رو توی توییتر زده! توییتری که در حالت عادی فیلتره، الآن که کلا اینترنت هامون قطعه.

واقعاً کشور عجیبی داریم.

امروز مریضم 😔

بی نام و نشان بی نام و نشان 28 فروردین · بی نام و نشان ·

امروز سر پا بودم توی خونه، ی دفعه بدنم خالی کرد...

احساس ضعف شدیدی کردم. انگار دیگه جان ندارم، کسی که قند خونش یک دفعه افت کنه دیدین ؟ این شکلی ام...

سر درد دارم ولی نه سر درد معمولی، ی قسمت خاصی از سرم درد می کنه. ضعف شدیدی در عضلاتم دارم، بدنم به سختی تکون می خوره. به قول خودمونی تر بدنم نا نداره.

دلم ی چیز شیرین می خواد (که البته الآن خوردم) ولی خوب گرسنه ام نیست ها صبحانه خوردم.

دلم می خواد دراز بکشم ( که تقریباً الآن همین حالتم تکیه دادم) و چشمامو ببندم و به کهکشان فکر کنم.

دلم می خواد ی مطلب جذاب طولانی بخونم. ولی کتاب نه، چون سنگینه، جون ندارم نگهش دارم.

دلم می خواد یه فیلم طولانی علمی تخیلی جذاب ببینم.

یا چند تا ویدیو مورد علاقه ام از کانال های مورد علاقه ام در یوتیوب را ببینم.

ولی متأسفانه بهشون دسترسی ندارم.

اینجا هم که خلوته... مطلبی برای خواندن پیدا نکردم.

دلم می خواد مشغول کنم خودمو تا این حالت بدنم درست بشه و بتونه ریکاوری کنه ...

فقط می خوام وقت بگذره. بدنم خالی کرده.

 

استخدام 😔

بی نام و نشان بی نام و نشان 27 فروردین · بی نام و نشان ·

خوب همه تون مستحضرید که در سال اخیر با شروع جنگ از خرداد ماه و شروع بدبختی ها و فروپاشی کسب و کارها با قطعی گسترده ی اینترنت همراه بود.

که تا الآن به اوج خودش رسیده و منم از این خسارات مستثنی نبودم. فلذا با این که شهر ما هم کوچیکه و آنقدری کار فیزیکی نداره، به هر حال منم مثل بقیه در تکاپو هستم برای بقا!

که دنبال وام و ... بودم که نشده تا الآن و آگهی های استخدام و کار را از هر جایی که بشه بهشون دسترسی پیدا کرد را پیگیرم.

لذا دیشب که داشتم دیوار را چک می کردم یک آگهی جدید دیدم برای پوزیشن شغلی سطح پایین (حالا نمیگم چه کاری که نه به کسی توهین بشه خدایی نکرده و نه شما حساس بشید). گفتم خوب اینو فردا یعنی امروز میرم و ان شا الله‌ اگر شد مشغول میشم. درسته به هر حال تخصص های فراوانی دارم ولی وقتی کار مناسب نیست، آب دریا را گر نتوان کشید، پس به قدر تشنگی باید چشید...

بعله.

پا شدیم صبح هِلِک هلک راه افتادیم رفتیم رسیدیم به منطقه صنعتی...

عادت خوب، عادت بد

بی نام و نشان بی نام و نشان 26 فروردین · بی نام و نشان ·

این پست مناسب خیلی هاست. شامل راهکارهای مناسب و عملی برای ایجاد یک عادت خوب و یا ترک یک عادت بد هستش. از دانش آموز و کارمند گرفته تا دانشجو و خانه دار و کارخانه دار! حتی مدیران که باید این سری نکات را بدانند.

چون این پست هزینه داره، ی نکته ای بگم که یکی از پیج های کاری من مشاوره بود (بماند که چه مشاوره ای و در چه زمینه هایی مشاوره می دادم) که  یکی از موارد مشاوره های آموزشی بود.

بگذریم.

برای ایجاد یک عادت خوب باید قدم به قدم و با حرکت های کوچک و نه اجبار به اون عادت نزدیک بشیم و آنقدر خودمون را وابسته کنیم به اون عادت که نه با اکراه بلکه با شوق و رغبت به سمت اون عادت خوب بریم که در نهایت تبدیل بشه به یک رفتار! نه صرفاً یک عادت، یعنی این عادت بخشی از وجود و هویت ما بشه. 

یعنی بتونیم باهاش زندگی کنیم؟

نه اصلاً، باید طوری بخشی از هویت ما بشه که بدون اون رفتار اصلا نتونیم زندگی کنیم. حالا در ادامه میگم چطوری باید بهش برسیم و چه کارهایی باید انجام بدیم.

شما فرض کن می خوای درس بخونی ولی تا کتاب را باز می کنی خوابت می بره، فرض کن می خوای بری اینستاگرام چک کنید ولی تا بازش می کنی یاد دوست دختر /پسرت می افتی، فرض کن می خوای ورزش کنی ولی تا می‌رسی سر کوچه میری می‌شینی تو کافه، فرض کن می خوای بری با لپ تاپت کارای درسی، پایان نامه، پروژه، یادگیری نرم افزار خاص و... انجام بدی ولی تا میری می‌رسی و روشن میکنی شروع می کنی فیلم دیدن...

پس چیکار باید بکنیم؟

بعله با ما در ادامه مطلب همراه باشید.

😡 عصبانی ام

بی نام و نشان بی نام و نشان 25 فروردین · بی نام و نشان ·

اعصابم خرد شده و نمی دونم چیکار کنم.

خیلییی عصبانیم از این اوضاع...

این عصبانیت زیادی داره مریضم می کنه.

پیشنهادی، حرفی، حدیثی، سخنی، سلامی، کلامی؟

 

همون نهایتش مگه خدا به دادمون برسه 😔

امشب از اون شباییه که علاوه بر اینکه ناراحتم عصبانی هم هستم.

اول اینکه لبنان و اسرائیل توافق کردند به خلع سلاح حزب‌الله. اینکه موفقیت آمیز بوده توافق شون، نشون میده دولت لبنان هم از دست حزب‌الله شکاره! و از پسش هم برنمی‌آید و لذا به استقبال اسرائیل می‌ره که کارو تموم کنه.

بعدش اینو شنیدم و خبر صبح رو دیدم که دولت گفت ما به آسیب دیده های جنگ پول نداریم بدیم و تراکم می‌دیم عوضش. (با اینکه تو روزای بمباران یکسره زیرنویس تلویزیون بود که شهرداری میاد برای تکمیل پرونده و شهرداری فلان می‌کنه و خسارت هارو می‌دیم و... ) حالا این دو تا خبرو که دیدم یاد اون جنگ حزب الله و اسرائیل افتادم که ایران هزینه ی بازسازی منازل تخریب شده شون را به دلار داده بود... .

بعدش هم که اون بحث سیم‌کارت پرو و... .

بعدش اینا به کنار، امشب سر و صدا خیلی زیاده، ی عده پرچم حزب الله لبنان هم گرفتن حالا اینا رو کار ندارم، چرا جو آنقدر امنیتیه؟

چرا آنقدر نیروی مسلح تو خیابون هستن ؟

امشب آیا خبری شده؟

تو کشور چه خبره؟

آیا تو شهر های شما هم؟

🤔

خدا به دادمون برسه.

خبر فوری؟ 🤔

بی نام و نشان بی نام و نشان 25 فروردین · بی نام و نشان ·

عجیبه واقعاً!

دیشب خبرشو گذاشتم و گفتم پنج شنبه پاکستان دور بعدی مذاکراته! بعد چند دقیقه قبل جمع کثیری از وبلاگ ها و کانال های خبری شبکه های اجتماعی داخلی یهو زدن فووووووری!

مذاکرات پنج شنبه پاکستان!!

داداش یه جوری زدی فوری فکر کردم توافق کردند تموم شد.

بعد از بیست ساعت با تأخیر خبر می‌ذاری دیگه فووووووری گفتنت چیه.

عجببببب.

خدا به دادمون برسه با این خبرگزاری هامون.

آمریکایی‌ها با آزادسازی بخشی از منابع مالی مسدود شده و پایان دادن به جنگ موافقت کردند.

در مقابل، خواستار تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی، خروج مواد غنی‌شده از ایران و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بدون پرداخت عوارض شدند.

ایران برای اثبات حسن نیت آماده است ۴۵۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نه تحویل، بلکه آنها را رقیق کند.

خوب اینم صرفاً خبر، هیچ تحلیلی که نکردم، کلا از خودم هیچ حرفی نزدم الآن یکی میاد میگه اینکه تحلیل نبود خبر بود ما هم میگیم خبره.

باد آورده را باد می برد...

و هزاران ضرب المثل اینطوری که آقااااا هوای همو داشته باشید. چوب خدا صدا ندارد ها! از ما گفتن بود مخصوصاً تو این وضعیت همیشگی حساس کنونی!!

توی شهر ما، ی بنده خدا خونه اش را (در یکی از محله‌های پایین شهر ) فروخته به یک پزشکی که خونه زندگیش کرجه و برای مدتی اومده اینجا از جنگ دور باشه. حالا این خونه رو یک میلیارد تومان ناقابل گرونتر فروخته به طرف (بعبارتی کرده تو پاچه بنده خدا و اونم احتمالاً براش مهم نبوده و خریده)

حیای گربه کجا رفته؟ حالا خیلی هم در دیزی بازه!

بعد این فروشنده که نه، این بنداز خود زرنگ پندار، تشریف برده دو تا محله اون طرف تر (که از این سود بادآورده منفعتی کسب کنه و در محله ای بهتر سکنی بگزینه!) خونه بخره. ی مقدار هم پول داشته گذاشته رو پول خونه اش و رفته خونه خریده. و الآن مشخص شده که خونه ای که خریده رو حدود یک میلیارد تومان ناقابل گرونتر فروختن (انداختن) بهش.

😂😂😂😂

طبیعتاً اینا طرفین معامله آشنا هستند و دورادور می شناسیم همو که خبرا رسیده و جای سوال کردن نیست.

حالا کسی بهش نگفته که گرون کردن تو پاچه ات که پشیمان نشه و فسخ نکنه. البته اگرم فسخ کنه ی مبلغی را باید اخ کنه که مشمول ضرر و زیان مالیه به هر حال.

در کل، نتیجه اخلاقی اینکه، اینطور نباشید.

مراقب خودتون و همدیگه و دیگران باشید.

خدا داره می بینه. الکی نیست همیشه میگم الله اعلم.

ضایعاتی!

بی نام و نشان بی نام و نشان 23 فروردین · بی نام و نشان ·

چه ملت شاد و شوخ طبعی داریم، حیف که مسئولین قدرمون رو نمی دونن و متأسفانه زمانه سر ناسازگاری داره با ما...

این ضایعاتی ها که با بلندگو میان داد می زنن، تو کوچه و خیابان را دیدید ؟ تو شهر ما که هستن هنوز...

امروز اومده با بلندگو و صدای ناخراشیده میگه: آهن پاااااره، (با صدای همون ضایعاتی و اون لحن بخوانید)، پلاستیک پاره، نووون خشکیی خریداریم. آفتابه مسی، ضایعاااات، یخچال سوخته، ی مکثی کرد، اف 35 سوخته، بال اف 15، پهپاد تیکه شده خریداریم.

😂😂😂😂😂😂😂

یعنی ملت شادی داریما، حیف که الکی خوشحالن.

و اینکه همچنان روی دور سیاست جنگ جنگ تا پیروزی هستیم.